تبليغاتX
كمانداران پارسي

كمانداران پارسي

PERSIAN ARCHERS

ادامه کتاب جنبه های روانشناسی-بخش 2

جنبه های روان شناختی تیراندازی با کمان

ادامه کتاب روانشناسی تیراندازی با کمان را در قسمت

آرشیو موضوعی----- خلاصه کتاب ۱ مطالعه کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت   توسط علی بابائیان  | 

جنبه های روان شناختی تیراندازی با کمان

با توجه به کمبود کتاب در زمینه تیر و کمان و درخواست دوستان

در روزهای آینده در این بخش سعی می شود روزانه چند صفحه ایی از کتاب

جنبه های روان شناختی تیراندازی با کمان

جنبه های روان شناختی تیراندازی با کمان

تالیف:کاتلین ام.هیوود با ترجمه: دکتر سید محمد کاظم واعظ موسوی

بیان شود. امیدوارم مفید باشد.

بخش اول این کتاب در قسمت آرشیو موضوعی---خلاصه کتاب ۱ قرار داده شده است. ادامه مطلب به زودی اضافه خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت   توسط علی بابائیان  | 

جنبه های روان شناختی تیراندازی با کمان =قسمت اول

ورزش تیراندازی با کمانی

 

تیراندازی باکمان برخلاف بیشترورزشها تنها یک عمل دارد. ورزشکار کمان را بالا می آورد چله رابه عقب می کشد هدف می گیرد وتیررا رها می کند. ورزشکار برای تیراندازی موفق باید این عمل را با دقت و بااحتیاط بسیار   انجام دهد. او باید بتواند حرکت خود را هرچه دقیق تر و یکنواخت ترتکرار کند  زیرا مسابقه کمان گیری

شامل پرتابهای پی در پی است. بنابراین موفقیت درکمان گیری ودیگرتیراندازی ها به میزان توانایی تیرانداز در

اجرای پیاپی حرکات دقیق وظریف بستگی دارد.

 

در مجموع تیر اندازی با کمان این گونه انجام میشود. ورزشکار وضعیت ثابت به خود میگیرد   وزن بدنش رابه میزان مساوی بین پاهایش تقسیم میکند دستی راکه کمان گرفته است (دست کمان)  به سوی هدف قرار میدهد کمان رادرجلوی بدن نگه میدارد شکاف تیر رابا دست دیگر (دست پرتاب) درچله میگذارد انگشتان دست پرتاب یا وسیله مکانیکی رهایش رابر روی چله قرارمیدهد سپس دست کمان را  به سوی هدف بازمی کند ودست پرتاب رابه سوی عقب وبه سمت صورت می کشد ودست پرتاب  درتماس با صورت چانه یا گردن نگه داشته می شود.

 

هنگامی که دراین حالت وضعیت ثابتی می یابد هدف میگیرد و تیررارها میکند تا به سوی جلو پرتاب شود.

ورزشکاراین حالت خود راچند لحظه حفظ میکند تا مبادا پیش از آنکه تیرازچله رها شود برآن اثری گذاشته باشد.

تلاش کمان گیراین است که (قالب خوب) رابه دست آورد. قالب خوب وضعیتی است که درآن اندام ها وسینه دروضعیت خنثی یا متعادل اند (نه خم شده نه بیش ازحد بازشده).

 

توضیح قالب خوب برای تیراندازی با کمان این است که برافراشته بایستد درکمرش خمیدگی نداشته باشد. دست کمان را کاملا  از شانه باز کند (خمیده بودن شانه مشکل ساز است) ومچ دست پرتاب را صاف ودر امتداد ساعد نگاه دارد.هنگامی که زه به عقب کشیده می شود ورزشکار می کوشد تا دست پرتاب را در محدوده شانه نگاه دارد.

حتی زمانی که شانه خم است و شانه در سطح افقی باز شده است.

   

برای توصیف (قالب خوب)غالبا از حرف(T)استفاده میشود.تکرار قالب هایی که درآن اعضای بدن در یک راستا نیستند یا زوایای قا ئمه ندارند دشوار است.نگه داشتن وضعیت خمیده یا باز شده به مدت طولانی گروههای عضلانی یک سمت مفصل را نسبت به سمت دیگر خسته تر می کند.

برای مثال اگر ورزشکاری شانه اش را در طول کشیدن کمان خم کند عضلاتی که شانه را بالا می کشیدند تنیده وپس از چندی خسته می شوند.این روند باعث میشود که حالت بدن از یک پرتاب به پرتاب دیگر تغییر

کند.

اگر از الگوی(T) استفاده شود عضلاتی که شانه را بالا می برند وآنهایی که آن را پایین می کشند در تقابل

متعادلی با هم می مانند.یعنی یک گروه پیش از گروه دیگر خسته نمی شود.

 

در این ورزش رها کردن تیر وادامه حرکت نیز نسبت به دیگر ورزشها منحصر به فرد است .تیراندازانی که

کمان را می کشند و تیر را با انگشتانشان نگه میدارند برای رها کردن تیر کافیست که انگشتان خود را رها کنند.همچنین تیراندازانی که از وسائل مکانیکی برای رها کردن تیر استفاده میکنند باید ماشه ای را فشار دهند.

ادامه حرکت به صورت نگه داشتن (قالب)تازمانی به درازا می کشدکه تیر کلا از کمان دور شود.کمانگیران حتی اگر قالب خوبی نداشته باشند در کوتاه مدت از رهگذر تکرار حرکات پیشرفت می کنند .اما قالب ضعیف را در دراز مدت ودر فشار رقابت نمی توان یکنواخت نگاه داشت.

به همین دلیل است که کمانگیران برای خود دو وظیفه مهم در نظر می گیرند که شامل کسب غالب خوب ونگهداری آن است.

معلمان ومربیان باید کمانگیران را تشویق کنند که علی رغم کامیابی های کوتاه مدتی که با قا لبهای نامناسب به دست می آید برای کسب قالب کلاسیک وتوانایی تولید مکرر حرکات یکنواخت بکوشند.

 

تیراندازان می آموزند اعما لی را که باید برای تیراندازی انجام دهند در ذهن خود مرور کنند.

فهرست زیر نمونمه ای از این اعمال است

1.ایستادن

2.گذاردن تیر در چله

3.قرار دادن انگشتان روی چله

4.بالا آوردن کمان

5.کشیدن زه به عقب

6.هدف گیری

7.رها کردن انگشت برای آزاد کردن زه

8. نگاه داشتن وضعیت

                                                                                                              

 

 

وقتی تیرانداز تجربه بیشتری بیندوزد این فهرست ذهنی تغییر می کند. مراحل اساسی کمانگیری که با تمرین به خوبی آموخته می شوند رفته رفته از اهمیت خارج می شوند.همچنین نشانه هایی که عادت های بد فرد را در روند

کمانگیری از بین می برند در فهرست گنجانده می شوند . این فرایند در تمرین کمانگیری ضروری است.

از آنجا که حرکات کمان گیری ظریف و دقیق است، تجهیزات ورزشی نقش افزون تری را در عملکردبرتر ایفا   می کنند.

ورزشکار با توجه به کیفیت تجهیزاتش در خود اعتماد به نفس می آفریند و طبیعی است که هر چه سطح عملکرد بالاتر باشد به خود باوری بیشتری هم نیاز است.

کمانگیران در مسابقات بر اساس تجهیزات وبرخی مشخصات فردی مانند جنس، سن و توانایی بدنی تقسیم میشوند.

کمان،روزنه دید،و نوع رها کردن زه معمولا از جمله عناصری اند که تقسیم بندی رقابتی را تشکیل می دهند.

کمان ها معمولا به دو دسته تقسیم می شوند،یکی کمان های سنتی :شامل دستگیره ،بنده  و زه و دیگری کمان های

مرکب :شامل سیم ،قرقره یا چرخ دنده می باشد .دلیل تقسیم بندی کمانگیران بر پایه نوع کمانشان مربوط به مقدار

نیرویی است که آنان باید برای کشیدن کمان و نگه داشتن زه به کار بندند.

 

کمان گیر باید بر مقاومت زه در نقطه لنگر فائق آید .وقتی که ورزشکار شروع به کشیدن زه می کند این مقاومت افزایش می یابد .کمان گیرانی که زه کمان های سنتی را به عقب می کشند ،با مقاومت بسیاری روبه رو می شوند

که این مقاومت هم زمان با کشیدن زه به عقب افزایش می یابد.

در کمان های مرکب نیز این مقاومت به تدریج فزونی می گیرد .اما به سرعت به نقطه اوج می رسد وپس از آن با

کشیدن بیشتر رفته رفته کاهش می یابد و به کم تر از یک کیلو گرم می رسد.این کاهش به خاطر کاربرد قرقره یا چرخ دنده است که زه و سازوکار کشش به آن متصل شده است.این فرایند باعث میشود که ورزشکار با استفاده از کمان مرکب (نسبت به کمان سنتی)بتواند تیرهای بیشتری پرتاب کند.هر چه نیروی پرتاب برای پرتاب کردن تیر بیشتر باشد مسیر حرکت تیر برای رسیدن به هدف مستقیم تر و اثر خطا در هدف گیری کم تر است.

کمان گیران میتوانند با استفاده از روزنه دید یا بدون آن تیر اندازی کنند.واضح است که بهره بردن از روزنه دید به تیراندازی دقیق تری می انجامد. این روزنه انواع گوناگونی دارد ،برخی از آنها گیره های تنظیم ثابتی دارند و برای فواصل مشخصی بکار می روند. این وسائل بیشتر در تقسیم بندی های تجهیزاتی بکار می روند که شرایط شکار راتقلید می کنند.

دیگر روزنه های دید فقط یک گیره تنظیم دارند که پیش از هر تیر اندازی به سوی پایین ،بالا،چپ یا راست قابل تنظیم است .سرانجام ،برخی از روزنه های دید به لنزهای بزرگ نما مجهزند که هدف گیری دقیق را آسان

می کنند.همه این عناصر ملاک هایی برای تقسیم بندی مسابقه اند.کمان گیران معمولا دو تا سه انگشت خود را دور چله کمان حلقه می کنندو آن را تا نقطه لنگر به عقب می کشند . رها کردن تیر با باز کردن ظریف انگشتان حاصل می آید. می توان گفت که چله خودش را از انگشتان خلاص کرده،راهش را به سوی جلوباز می کند. سپس در واکنش به این حرکت سریع  چندین بار در طول یک خط فرضی مستقیم به طور پیاپی به طرف عقب و جلو 

می لرزد تا زمانی که ثابت شود .این موضوع از پرتابی به پرتاب دیگر تغییراتی پدید میآورد که تنظیم وسایل و انتخاب اندازه تیر را(برای کاهش این اثر)ضروری می سازد.رهایش های مکانیکی برای خنثی کردن این تغییر پذیری اختراع شده اند .این وسایل چله را قاذر می کنند که در خط مستقیم بیشتر به جلو حرکت کندو در نتیجه تیر دقیق تری پرتاب شود.

کمان گیرانی که از رهایش مکانیکی استفاده می کنند معمولا در رده دیگری مسابقه می دهند.هنگامی که تیرانداز 

تجهیزاتی را برای مسابقه خاصی بر می گزیند باید تنظیمات زیادی انجام دهد تا دقت پرتاب خود را به حداقل برساند .این تنظیمات روی هم رفته(میزان سازی)تجهیزات خوانده می شود .

نیاز به دقت فراوان درکمان گیری باعث می شود که ورزشکار وسایلش را با دقت بسیار میزان کند تا آنها را با

شیوه تیر اندازی و ویژگی های بدنی اش تطبیق دهد تا دقتش به حداکثر برسد.همان گونه که پیش از این گفتیم،در کمان گیری عمل تیرانداز بسیار ظریف و پیچیدگی تجهیزات بسیار زیاد است.به همین دلیل ،بیش از دیگر ورزشکاران ،تیراندازان عملکرد ضعیفشان را متوجه نامناسب بودن تجهیزات میدانند. در مبحث بعد مهارتهای ذهنی گوناگونی را که می تواند دقت تیر انداز را بالا ببرد بررسی می کنیم.   

 

 

ملاحظات روان شناختی

 

اغلب تیراندازان احساس می کنند که مهارتهای روان شناختی در ورزش آنها(نسبت به دیگر ورزش ها)سهم بیشتری در موفقیت شان دارد. حرکت های کمان گیری ظریف ودقیق است ودر هر پرتاب تکرار می شود.بسیاری از مردم یاد می گیرند که به خوبی کمان گیری کنند ،اما شمار کمی از آنها میاموزند که چگونه مسابقه دهند ،جنبه های ذهنی مسابقه ایجاد کننده این تفاوت است .روان شناسان ورزشی برای جنبه های روان شناختی عملکرد بدنی وکیفیت تاثیر آن بر کمان گیری اهمیت بسیاری قائل اند.از میان آنها می توان به برانگیختگی ،اضطراب،توجه ،اعتماد به نفس ،تمرین ذهنی،و وابستگی به تجهیزات کمکی اشاره کرد.

همه ورزشکاران اضطراب را تجربه می کنند و چنین تجربه ای برای کمان گیران الش بزرگی است،زیرا پرتاب خوب به وضعیت بدنی و حرکات دقیق و همچنین،دست ثابت نیازمند است.نشانگرهای فیزیولوژیک نگرانی شامل بالا رفتن ضربان قلب ،افزایش تنفس ،لرزش،تعریق، و ناراحتی دستگاه گوارش است.

کمان گیران باید بیاموزند که چگونه با حس عصبی شدن در روند مسابقه که احساس طبیعی است،روبه رو شوند .

به همین دلیل بحث بعدی در باب بر انگیختگی و اضطراب آغاز می شود.

هر چند مضطرب بودن در مسابقه مطلوب نیست ،اما کاملا آرام بودن نیز آرمانی به شمار نمی رود.اضطراب واکنش طبیعی به شرکت در مسابقه ای است که برای ورزشکار اهمیت دارد. بسیاری از ورزشکاران گزارش کرده اند که هر گاه پیش از مسابقه احساس بر انگیختگی نکنند،گمان میکنند که وقت باز نشستگی شان فرا رسیده است، زیرا دیگر مسابقه برایشان اهمیت ندارد.بنابراین حدی از اضطراب برای عملکرد بهینه ضروری است .

شگفت نیست که این موضوع توجه روان شناسان را به خود جلب کرده است . نظریه های گوناگونی درباره اضطراب در ورزش به جنبه های عملکردی مربوط به کمان گیری  پرداخته اند.

پیش از بحث درباره تئوری ها در نظر داشته باشید که یکی از مشکلات بحث در این زمینه استفاده متفاوت از واژه هاست . گاهی استرس ،اضطراب،و بر انگیختگی مترادف هم به کار می روند،در حالی که هر کدام از آنها،

هم،از جنبه تعریف، هم از منظر عمل نشانگر مفاهیم جداگانه ای اند.برای مثال،ممکن است بگویند مضطرب نیستند در حالی که نشانگرهای برانگیختگی فیزیولوژیک آنها (ضربان قلب ،شدت تنفس وشدت تعریق )بالاست.

اضطراب دو بعد دارد ،یکی اضطراب بدنی که با برانگیختگی منعکس می شود و دیگری اضطراب شناختی که با نگرانی بازتاب میابد.استرس در واقع حالتی از فشار بدنی و مفهومی روانشناختی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       

فرضیه یوی وارونه

 

فرضیه یوی وارونه (∩) رایج ترین الگو یا مدلی است که برای پیش بینی سطح عملکرد به کار می رود.این فرضیه پیش بینی می کند که بهترین عملکرد در سطح متوسطی از برانگیختگی رخ میدهد و عملکردهای ضعیف

در سطوح پایین یا بالای برانگیختگی مشاهده می شوند (یرکس و دادسن 1908). از این رو اگر عملکرد را در مقابل برانگیختگی ترسیم کنیم،منحنی نشانگر عملکرد شبیه حرف یوی وارونه خواهد بود .به این جهت، سطح بهینه عملکرد به این بستگی دارد که تکلیف مورد نظر شامل حرکات بزرگ،شدید ،و قوی است یا شامل حرکات ظریف،کوچک ودقیق. سطح بهینه در تکالیف دسته نخست به طور مطلق بالاتر از دسته دوم است .از این رو،سطح بهینه برانگیختگی برای تیراندازی نسبت به دیگر ورزشها کمتر است .

این فرضیه با چالشهای گوناگونی روبه رو شده و فرضیه های جایگزینی نیز برای آن پیشنهاد شده است.برخی از این فرضیه ها پالایش یافته همان فرضیه یوی وارونه اند. از بین آنها می توان به الگوی محدوده انفرادی عملکرد بهینه(هنین1980)، نظریه بازگشتی (کر ،1985)،نظریه فاجعه (هاردی،1990)و نظریه چند بعدی اضطراب (مارتنز وهمکاران ،1990)اشاره کرد.

برخی از این الگوها با کمان گیران آزموده شده اند. اکنون ببینیم که الگوهای مورد نظر درباره اضطراب و برانگیختگی در مسابقه کمان گیری چه می گویند.

 

 

الگوی محدوده انفرادی عملکرد بهینه

محدوده انفرادی عملکرد بهینهIZOF بیان می کند که نمی توان سطح بهینه اضطراب را برای یک گروه تعریف کرد.به جای آن ادعا می کند که هر فرد محدوده بهینه ای برای اضطراب پیش از مسابقه دارد.بنابراین،اضطراب بهینه، بسته به وضعیت فرد ،ممکن است پایین ،متوسط یا بالا باشد.

 

هنگامی که اضطراب پیش از مسابقه خارج از محدوده انفرادی باشد ،می توان توقع داشت که عملکردضعیف شود.

(هنین 1986،1989،سلمینن وهمکاران ،1995) این الگو هم اکنون گسترش یافته است و دیگر هیجانات منفی ومثبت را در بر می گیرد(هنین1997).

روبازا و همکاران (2000)این الگو را بر روی یک کمان گیر آزمودند. این کمان گیر سابقه شرکت در مسابقات بین المللی وشش سال عضویت در تیم ملی ایتالیا را داشت . محققان از سنجشهای اضطراب بدنی پیش از مسابقه ،

اضطراب شناختی ،اعتماد به نفس ،هیجانات تسهیل کننده وباز دارنده ،و ضربان قلب استفاده کردند. ورزشکاردر یک روز سه هیجان را که با عملکردهای خوب وسه هیجان را که با عملکردهای ضعیف گذشته وی رابطه داشتند ،شناسایی کرد.

 او سپس شدت این سه هیجان را به همراه تنش ،نگرانی ،و اعتماد به نفس ، پیش از شروع تمرین ،درجه بندی کرد. این فرایند در چند روز بعدی پیش از شروع هر تمرین تکرار شد. در ادامه سنجش ها،

هیجانات این ورزشکار را پانزده دقیقه پیش از دو نوبت تمرین و پنج نوبت مسابقات قهرمانی جهان سنجیدند؛

پس از مسابقه نیز با او مصابحه ای شد.

نتایج نشان داد  که وضعیت روانشناختی این ورزشکار در مسابقه نسبت به تمرین ضعیف تر شد . .........

(پایان بخش اول)

 

 

 بخش دوم در تاریخ ۱۱ تیرماه بارگذاری شده است.

    

(آغاز بخش دوم)

 

    امتیاز هیجان در مسابقه شبیه به زمانی بود که ورزشکار عملکرد ضعیف خود را به یاد میآورد؛و او در واقع در مسابقه نیز ضعیف عمل کرد. شدت ضربان قلب از الگوی بهینه تبعیت نکرد و ورزشکار وضعیت ضعیف شونده خود را در مصاحبه پس از مسابقه تایید کرد؛ روبازا و همکاران ادعا کردند که این مطالعه موردی با الگوی IZOF مطا بقت دارد؛ ورزشکار خارج از محدوده بهینه قرار گرفته و ضعیف عمل کرده.

 

 

 

                                                    نظریه فاجعه

 

 

نظریه فاجعه هاردی ادعا می کند که رابطه یوی وارونه زمانی صادق است که اضطراب شناختی یا نگرانی کم باشد (هاردی 1990 ،1996 ) هنگامی که اضطراب شناختی بالا باشد ، افزایش انگیختگی فیزیولوژیک به سرعت از سطح بهینه گذر می کند و عملکرد به طرز فاجعه آمیزی تضعیف می شود.

مطالعه موردی روبازا(2000) نیز از نظریه فاجعه حمایت می کند؛ ورزشکار پیش از مسابقه تنش و نگرانی بسیاری گزارش کرده بود و پیامد مسابقه هم یکی از ضعیف ترین نتایجی بود که وی در مسابقه به دست آورده بود.

الگوی بازگشتی

 

الگوی بازگشتی پیشنهاد میکند که ورزشکار معمولا در دو سوی  حالات انگیزشی جا به جا می شوند (اپتر،1982) چهار جفت از این حالات به این شرح اند ، هدفمندی – بی هدفی ؛منفی گرایی –مثبت گرایی ؛

ناهمدلی –همدلی؛ توجه به درون –توجه به بیرون .

کر و همکاران (1997) رابطه بین جفت هدفمنی –بی هدفی را با انگیختگی حین عملکرد کمان گیری مطالعه

کردند . ورزشکاران در حین هدفمندی جدی ، منظم و هدفمدار بودند و ترجیح می دادند که انگیختگی کمی را تجربه کنند . آنها در وضعیت بی هدفی بی اختیار ، بدون برنامه ،و بی هدف بودند وترجیح می دادند انگیختگی زیادی را تجربه کنند .همه ورزشکاران در بین این دامنه ها حرکت می کنند ، اما گرایش دارند که در یک دامنه بیش از دامنه دیگر بمانند که این امر آنها را هدفمند یا بی هدف معرفی می کند.

کر وهمکاران (1997) پیشنهاد کردند که کمان گیران پیش از اجرا، وضعیت هدفمندی را ترجیح دهند و نتیجه گرفتند که آمیزه ای از هدفمندی و انگیختگی پایین به عملکرد بهینه می انجامد.

آن 38 عضو تیم کمان گیری دانشگاه را در طبقاتی از هدفمندی –بی هدفی و انگیختگی احساس شده قرار دادند .

نیمی از پرتاب ها در وضعیت هدفمندی – انگیختگی پایین انجام شد و شرایط در گروه ها متعادل شد. نیم دیگری از پرتابها در وضعیت هدفمندی –انگیختگی بالا و بی هدفی – انگیختگی بالا تجرا شد و باز هم شرایط در گروه ها متعادل شد. این وضغیته های چهار گانه با دستور عمل های شفاهی دستکاری شد و از طریق سنجشهای انگیختگی و انگیزشی و شدت ضربان قلب تایید شد . هر چند دستکاری شفاهی موفقیت آمیز بود ، عملکرد کمان گیری از الگوی مفروض پیروی نکرد . عملکرد بهینه هنگامی رخ داد که انگیختگی احساس شده با وضعیت هدفمندی- بی هدفی مطابقت می کرد؛ یعنی انگیختگی کم در وضعیت هدفمندی و انگیختگی زیاد در وضعیت فوق بی هدفی.

تطابق این یافته ها با مفاهیمی که هریگل (1953) در کتاب معروف خود ذن در هنر کمان گیری آورده جالب توجه است . اصول ذن بودایی که هریگل در کمان گیری به کار برد ، فرض را بر این می داند که حالت ذن زمانی به دست می آید که امتیاز بالا اهمیت چنذانی نداشته باشد.

        

در عوض کمان گیر می کوشد که کمان ، تیر و هدف را که بر آن تمرکز کرده است ،با خود یکپارچه کند .این وضعیت با حالت بی هدفی تئوری بازگشتی مطابقت دارد (کر و همکاران،1997) .بنابراین اصول هریگل با مبانی الگوی بازگشتی ،در زمینه عملکرد بهینه کمان گیری ، مطابق نیست.

 

 

 

الگوی ضربان قلب

 

 

ضربان قلب عموما به مثابه سنجش انگیختگی فیزیولوژیک به کار رفته است والگوی ضربان قلب همراه با عملکرد خوب وبد تیر اندازی مشخص شده است .شدت ضربان قلب در عملکرد خوب کمان گیران باتجربه ،

چند ثانیه پیش از رها کردن تیر کاهش می یابد (لندرز و همکاران 1994).این الگو در تیر اندازی (هتفیلد و همکاران ،1987) و گلف (بوچر و زینسر )دیده شده است.

چرا ضربان قلب پیش از رها کردن تیر از کمان کاهش می یابد؟ برای پاسخ به این پرسش چند توضیح می توان یافت . لسی (1967؛) فرضیه پذیرش- طرد را پیشنهاد داد که ادعا میکند ضربان قلب هنگامی که توجه به بیرون منعطف شده است ،کاهش می یابد .

کمانگیران با تجربه   چند ثانیه پیش از رها کردن تیر توجه خود را به بیرون منعطف می کنند که بدین ترتیب ، از شدت ضربان قلب کاسته می شود.

دیدگاه دیگر،فرضیه زوجی- قلبی است که بر آنست کاهش شدت ضربان قلب با ساکت سازی حرکتی همراه است تا شناسایی محرک را میسر کند.

در کمانگیری ، ساکت سازی حرکتی که شدت ضربان قلب را کم می کند، اختلالات مربوط به ضربان قلب شدید را نیز کاهش می دهد.

پیشنهاد دیگر اینست که کاهش شدت ضربان قلب از آریتمی-سینوس تنفسی  ناسی می شود. این توضیح هنوز بر اساس شواهد تایید نشده است زیرا تیراندازان الگوهای متفاوتی از تنفس را در حین پرتاب بکار می برند.

کاهش شدت ضربان قلب در تیراندازان با تجربه که خوب عمل می کنند، الگویی شناخته شده است، اما معلوم نیست که این الگو آموختنی باشد.

روبازا و همکاران(1997) به کمانگیران جوان با موفقیت آموزش دادند که پیش از پرتاب، برانگیختگی فیزیولوژیکشان را تنظیم کنند.

هرچند شماری از کمانگیران نشان دادند که این کاهش بر الگوی ضربان قلبشان تاثیرگذار است، اما این تاثیر در کل گروه معنادار نبود.

روبازا و همکاران (1998) در مطالعه ای تعقیبی ، فرایندهای آرمیدگی و انرژی دهی را به 10 کمانگیر عضو تیم ملی ایتالیا آموزش دادند. پس از آن کمانگیران در شرایط گوناگونی تیراندازی کردند از جمله در وضعیت بهینه برای دستیابی به بهترین نمره ممکن.

در وضعیت تاخیری که در آن کمانگیران پیش از رها کردن تیر، 5 ثانیه مکث کردند؛در وضعیت بدون دید با فاصله کوتاه؛ در تیراندازی شبیه سازی شده بدون تجهیزات؛ دروضعیت برانگیختگی بالا که در آن از فرایند انرژی دهی استفاده شده بود؛ و سرانجام در وضع برانگیختگی پایین که در آن از فرایند آرمیدگی استفاده شده بود.

دستکاری برانگیختگی از رهگذر تغییر در تنفس ، تغییر در تنش عضلانی و تغییر در سطح فعالیت انجام شد.....

 

(پایان بخش دوم)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت   توسط علی بابائیان  |